اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
506
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
بتپرستى و آنچه بدين ماند ؛ و دليل بر آنكه كفر انواع است خبر پيغمبر صلى الله عليه و سلم : ستفرق امتى على ثلث و سبعين فرقة كلها فى النار الا واحدة . ناجى يكى را نهاد و آن ديگران را همه هالك نهاد ، و آنگه مر ايشان را فرق ياد كرد ، درست شد كه ضلالات و انواع كفر فرقاند . پس روا بود اسم جمع بر ايشان اوگندن . « قوله و فيه وجه آخر و هو ان الخطاب خرج على الجمع فكان كبيرة كل واحد منهم على الجمع كبائر » . و ديگر جواب آن است كه خطاب خطاب جمع آمد گفت : إِنْ تَجْتَنِبُوا . پس هركسى به كفر خويش كافراند نه به كفر كسى ديگر ، و همه كفرها كبيرهاند . چون كفر جماعت گرد آرى كبائر گردد ؛ و جمله جواب آن است نزديك اهل سنت و جماعت همه معاصى شايد كه مغفور باشد به اجتناب كفر . پس اين كبائر كفر بود ، معنيش چنان بود ، و الله اعلم ، كه اگر از كفر دور باشد گناهان شما را بيامرزم . « قال الله تعالى إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ . » و خداى تعالى شرك نيامرزد و آنچه از شرك فروتر است بيامرزد . اگر خواهد خداى عز و جلّ مغفرت از شرك نفى كرد بىشرط ، و هرچه دون شرك است ، [ 137 ب ] غفران وى به شرط مشيت معلق كرد ، و كبائر دون شركاند همچنانكه صغاير . بايد كه مشيت مغفرت بر همه واقع باشد تا تعليق را فايده حاصل آيد . و نزول اين سه آيت اندر شأن وحشى بود قاتل حمزه رضى الله عم پيغامبر صلى الله عليه و سلم چون حمزه را بكشت ، از بهر آنكه كسى را وعده كرده بود كه با وى برّ بسيار كند به كشتن حمزه ، آن كس عهد را وفا نكرد ، با خويشتن گفت اگر بتوانم كه حمزه را زنده كنم بارى خويشتن را زنده كنم . سوى پيغامبر صلى الله عليه كس فرستاد كه اين همه جفاها كردهام آشتى را روى هست ؟ گفت پذيرفتار خواهم . رسول صلى الله عليه و سلم گفت پذيرفتار منم . پيغام كرد كه ترا امر كرد : لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ پذيرفتار آن را خواهم كه كار به دست وى است . امر آمد كه : إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ .